موتیفات

۱. چهل روز گذشت تا کسی فراموش نکند، جنایت شقی‌ترین مخلوق را وقتی تیغ بر گردن ناقه‌الله نهاد. «و ناقه را آیتی فرستادیم بر اهل زمین، تا معجزه‌ای باشد برای یقین، پس او را «سیراب» سازید و بگذارید آزادانه بر زمین سیر کند.»

ــ پس اجتماعی برآوردند و متحد شدند و قرعه انداختند و بر آن شدند که ناقه را سر ببرند …

چقدر نشانه هست برای دریافت حماسه‌ی حسین(ع)؟ … چقدر آیه آمده است در وصف حسین(ع)؟

 

۲. بوی بهار را می‌شنوی؟

 

 

۳. بگذار تا سر بگذارم روی زانوهایت، همان‌طور که نشسته‌ای کنار بلندترین پنجره‌ی دنیا و ماه از پشت سفیدترین صورت‌ش زل زده است به ما … انگشتانت را فرو ببر میان موهایم. موهایم را رها می‌کنم روی صورت‌م، صورت‌م را رها می‌کنم توی عمیق‌ترین دلواپسی‌های عزیزترین موجود دنیا …

 

بنشین و بگذار تا آن‌طور که نور خورشید دور صورت‌ت هاله بسته است، نگاه‌ت کنم، تماشایت کنم … رسم‌ت کنم. در ترسیم این آداب، رسم‌مان این بود که برسیم به هم یا هم‌چنان دور برقصیم در ریسمان‌بندی‌ی این مکرر بریسم‌ها؟

  

۴. دیگر تصمیم گرفتم اینجا داستان بلند ننویسم. اگر شد حتی، بلند ننویسم. داستان را ادامه خواهم داد و روزی، اگر شد و خدا خواست و توانستم چاپ‌ش می‌کنم و اگر هم نه … هیچ!

 

 

۵. دیشب داشتم «تنهایی» را تماشا می‌کردم. تله‌فیلم شبکه‌ی چهار … نمی‌دانم چرا تمام ماجراهاییشهاب حسینی که بار فلسفی دارند، خانواده‌ای را شامل می‌شوند که سه تا چهار بچه دارند و جنسیت این بچه‌ها، همیشه ثابت است! دو تا سه پسر و یک دختر!!

این‌طور نمایش‌ها، همیشه مرا یاد «خشم و هیاهو» می‌اندازد. همیشه هم یکی از پسرها عقل کل است، و دخترک بلوا به‌پا کن! یکی از پسرها هم شارلاتان است و یکی هم خل! (چیزی مثل فیلم «مادر» حاتمی.)

اصولاً ویلیام فاکنر به این ترکیب عجیب علاقه‌مند است!

 

خلاصه اینکه … تله‌فیلم «تنهایی» فیلم ارزشمندی است با فیلم‌نامه‌ای قوی. 

 

* اصولاً من بازی شهاب حسینی را خیلی دوست دارم! 

 

 

 

۶. گاهی همه‌چیز آنطور که ما تصور می‌کنیم یا می‌خواهیم پیش نمی‌رود. گاهی یقین‌مان هم مثل عقل‌مان لنگ می‌زند. همیشه فکر می‌کردم سال‌های زوج برایم بدیمن هستند … سال زوج که فرا می‌رسید من آماده می‌شدم برای بدترین وقایع …

 

امسالی را که دارد تمام می‌شود را که مرور می‌کنم، چقدر احساس خوشبختی می‌کنم … سال زوجی بود پر از کامیابی … سعادت!

 

این دلیل نمی‌شود که فکر کنم ممکن است سال فردی که در پیش است جور دیگری بشود و مثلاً یمنی نداشته باشد برای من! با تمام وجود خودم را برای سالهایی پربارتر آماده کرده‌ام!

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *