بالاخره نوشتم

بلبل/های حیاط این خانه سر وقت می‌خواند، همین حالا، ساعت پنج و بیست و پنج دقیقه. دم‌دم طلوع خورشید. حقیقتا صدای بهشتی دارد. خوب که دل می‌دهی نفس‌بُر است حتی. قلب آدمی فشرده می‌شود. چه خلوتی دارد با خدایش.
نزدیک یک ماه است می‌خواستم بنویسم که رضا کاظمی توی اینستاگرامش ویدئویی گذاشته بود از شب و احتمالا همین دم‌دم صبح و صدای بلبل‌های تهران و آخرش قار قار کلاغی. گیرم با یک نمه سیاه‌نمایی که خوب ملعبه‌ای شده. بگذریم.
یکی دو روز بعد من صدای بلبل را شنیدم و از قضا صدای کلاغی هم ته‌ش. گفتم خواب و بیدارم لابد خیالاتی شدم. دوباره و بدون هنجارشکنی کلاغ که پیش آمد دیدم گلستان توی حیاط و تسبیح مرغ چمن است، صبحدم. بعد از نماز صبح که بیدار می‌مانم فجر بدمد، بهشتی شدن کوچه شهید مالکی را بو می‌کشم.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *