زورم نمی‌رسد به کمان آه می‌کشم*

 

وسط کش دادن بحثی که نمی‌خواستم کش پیدا کند و اصرار داشت ادامه بدهد گفت من و دخترم وقتی می‌آییم پیشت لباس کهنه و پاره می‌پوشیم – واقعاً کهنه و پاره- که تو غصه نخوری.

 

 ناظم هروی*

 

2 thoughts on “زورم نمی‌رسد به کمان آه می‌کشم*

  1. این یکی برای من خنده داره!
    :))

    چه شعر خوبی. من همیشه اینجا رو میخونم از rss. این شعر رو که خوندم گفتم بیام یه سلامی بکنم و کامنتی بذارم
    خوش باشی همیشه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.