ای دل که در این جهان بی‌خبری‌

داشتم به روزی فکر می‌کردم که وسیله‌های مادر را تقسیم می‌کردند و دردی که آن‌روز تحمل کردم. به اینکه یک روزی هم اموال مرا تقسیم خواهند کرد و چقدر دردناک است؟ به اینجا که رسیدم گفتم واقعاً هم آنچه ماندنی است اعمال خیر انسان است بعد ناگهان گفتم وااای از روزی که جلوی چشممان اعمال […]

تطأُ ذُیولها

حضرت زهرا «س» برای ایراد خطبه فدکیه در مسجد چه مقدماتی را رعایت کرد؟ و رفتن به مسجد اما در مورد نحوه ایراد خطبه از نظر شرایط زمانی و مکانی و دیگر مسائل در مقدمه خطبه آمده است: روایت می‌کند عبد الله بن حسن از پدران بزرگوارش. زمانی که ابوبکر و عمر تصمیم گرفتند مانع رسیدن […]

اینو همه می‌دونن، همه*

‌ من به این فیلم بدهکارم. ماه‌هاست که می‌گویم باید درباره‌اش بنویسم و یادم می‌رود. هر وقت بنجل ایرانی می‌بینم که میلیاردی تیلیاردی فروخته فقط برای خاطر سر و ته لخت یک زن یا این‌ور آبی آن‌ور آبی‌هایش، کلک‌های خاص سالن دارها یا هر چی که فکرش را بکنید، می‌گویم باید درباره این فیلم بنویسم. […]

رحم کن بر دل بی‌طاقت ما ای قاصد*

  ‌ از آنچه مادر برایم و در واقع از من برای خودش حفظ کرده، تکه پارچه‌ای که دوره راهنمایی در مدرسه آموزش گلدوزی داشتم، تا گلدوزی که دهه هفتاد دوخته بودم و نمی‌دانستم کجا گم و گور شده، از اولین قلاب‌بافی‌هایم و… آخ آخ آخ تکه لباسی که از وقتی مجرد بودم داشت تا […]

کاش اسم فیلم یادم بود

  شده تا به حال جایی باشید که میراث تقسیم می‌کنند؟ من بچه بودم که توی یک فیلم انگلیسی خواهر برادرها را دیدم سر وامانده‌ی مادر دعوا می‌کردند، حالا دعوا نه گیس و گیس‌کشی اما، آن چشمداشت را می‌گویم. آن حرص تصاحب «یادگاری» که هر وقت استفاده کردم برایش صلوات می‌فرستم. اگر تا به حال […]

مرا از این همه سرما ببـر قشلاق آغوشت *

رامبد جوان گفت به نظرش کسانی‌که رویا ندارند ول معطلند. فکر کردم به رویا. به چیزی یا چیزهایی که دلم بخواهد. یادم آمد مدتهاست به چیزی یا چیزهایی فکر نکردم و دلم نخواسته. رویایی ندارم و یک‌جور خاصی، وقتی هم چیزی دیدم و دلم خواسته عقل با توجیهی کاملاً علمی رأیم را زده و گذاشتمش […]

ویلٌ للمطففّین

  یادش بخیر، بچه که بودم یک مغازه‌ای نزدیک خانه‌امان بود که اصلاً هم کارش ربطی به ویتامین سی نداشت، مرد فروشنده حتی کت طوسی می‌پوشید و پشت میز معلمی فلزی می‌نشست و در ازای یک تومن فکر کنم یک قرص جوشان ویتامین سی می‌داد که آن قدیم‌ها لای زرورق می‌پیچیدند به چه شیکی و […]