همه بهای آزادی بود که پرداختم

یکی از عجیب‌ترین خواب‌هایم را دیدم. داستان داشت و من داستانگو بودم و داستان، داستان خودم بود. با صدای آلارم و اذان گوشی بیدار شدم. «چه خوابی بود که دیدم؟» تعبیرش با علی. دوباره خوابم برد، توی خواب برای مادر تعریفش کردم و تعبیر کرد. دوباره توی خواب داشتم برای فرزانه تعریفش می‌کردم و چقدر […]

جزء از کل*

ذهنم پُر آشوب. کلمه کلمه. دستی برای نوشتن مشغول، نه. پُرم از نوشته‌های نانوشته. خط بزن پاک کن از سر بنویس نه. تند تند پشت سر هم. نقطه کاما، ویرگول. ـ ویرگول مرا یاد محسن حاتمی می‌اندازد ـ سرم بیخود گرم است به هیچ. دلم آشوب اتفاقات نافرم نا مبارک نافرجام. آدم‌های پشت صداهایی که […]

لا

یکی از اصولِ انسانی، «آزادی» است. وقتی می‌گوییم اصل، یعنی یک تعریفی برایش داریم که خلل‌ناپذیر است. بنابراین نمی‌شود بگوییم آزادی تعریف ندارد و سلیقه‌ای است. چون معتقدیم اصل است و خواسته‌ی تمام انسان‌ها. خواسته‌ی تمام انسان‌ها، یعنی آزادی یک موضوع فطری است، عینِ اعتقاد به خدا که فطری است. ولی همان‌طور که عبودیت، با […]

آه آزادی! تو چقدر خوبی!*

از آن شبی که خبر شهادتِ «آیات القرمزی» شاعره‌ی بحرینی را شنیده‌ام [گیریم که خبر تکذیب شد و هنوز زنده در بندِ اسارت است] به این فکر می‌کردم، که حقیقتاً چه معیاری برای سنجش در نظام سیاسی جهان حاکم است و اصولاً آزادی چند تعریف دارد و مبارزه برای آزادی، باید از جانب چه کسانی ارزش‌گذاری […]

زندگی مسالمت‌آمیز یهودیان و مسلمانان

در پی‌نوشت پستِ قبل [آگورا] نوشتم که دکتر احسان نراقی معتقد است تا پیش از آمدنِ غرب مسیحی، یهودیان و مسلمانان در فلسطین خصوصاً، زندگی مسالمت‌آمیزی داشته‌اند. کتاب «آزادی، حق، و عدالت» را در کتابخانه‌ی برادرم پیدا کرده بودم، سال ۸۵ و تکه‌هایی از کتاب را در فروردینِ همان سال؛ در دو پستِ جداگانه در […]