اصرار کن تا بگوید

من می‌میرم برای اشک‌هایش. اشک‌های علی وقتی که تو را به خاک سپرد. برای آنجا که رو کرد به رسول خدا و گفت: ای رسول خدا، ودیعه گرانبهای تو اینک به سوی تو بازگشت. و آنچه نزد من بود حالا پیش توست. ولی اندوه من همیشگی است و شب‌های من به بیداری خواهد گذشت تا […]

*اصحاب‌الدوله

دیروز قرار بود «لولیتا» را تماشا کنم، دستگاه بازی در آورد و من که دنبال نسخه‌ی دیگری از آن لا به لای فیلم‌های امیر بودم «شهر خدا» را دیدم. قبلاً «کشور خدا» را دیده بودم از بس حال به هم زن بود، فکر می‌کردم این هم لنگه‌ی همان است. نبود لامصب. میخکوبم کرد. وحشتی زنده […]

و به یاد آور فاطمه را …

زنانی که خداوند در قرآن از ایشان یاد می‌کند، چه پاک و چه ناپاک شخصیت‌هایی مستقل هستند. جایی که می‌فرماید «دراین کتاب از مریم یاد کن» حضرت مریم (ع) را به خاطر شخصیت والا و رشک‌اگیز خودش یاد می‌کند. چونان از بانو سخن می‌گوید که دل و دین از کفِ آدمی می‌رباید تا می‌رسد به […]

و اما ایمان من!

در این پست دوست دارم چند مطلب را عنوان کنم. اول اینکه من ایمانم را بعد از شک و رد به دست آوردم. سال‌های بسیار طولانی طول کشید تا من به اسلام علاقمند شوم. سالها طول کشید تا عاشق محمد (ص) شوم. قبول کردن علی (ع) تا همین چند سال پیش طول کشید. حقیقت این […]

این را نخوان!

یادم است چندی پیش در گوگل‌پلاس یک طلبه‌ای طبق معمول حضرت علی را نشانده بود جای خدا، سفت و سخت. و رفقایش هم مدعی بودند مدد خواستن از «غیر علی» حرام است! بعد من هم نوشتم که غیر علی شامل خدا هم می‌شود ها! حواستان باشد که دچار شرک و کفر خفی نشوید. بعد اینها […]

چگونه خادم افتخاری حرم امام رضا (ع) شویم؟

۱. وقتی رسیدیم، مثل همیشه تسبیح راه افتاد که برود حرم. من دلم آتش گرفت. نشستن توی قطار خسته‌ام کرده بود. پاهایم اسپاسم داشت، دلم حرم می‌خواست. این همه راه نیامده بودم که حسرت به دل بمانم. امیر که برگشت با ویلچیر برگشت، لباس گرم پوشیدم و رفتیم سمتِ حرم. از بازرسی که رد شدیم، […]

حُسن القضایی که تویی!

و بعد، یکبار نوشته بودم، یادم نیست کی، که گاهی فکر می‌کنم با رفتن آدم‌ها حفره‌هایی در زمان و مکان ایجاد می‌شود. تصور دنیایی با حفرات متعدد که گاهی عمیق هستند و گاهی ظریف و سطحی، عین آن خلل‌هایی که در پنیر لیقوان هست، سخت نیست. آدم‌های خاص تاریخ، خاصه آنها که ید طولی در […]