لیلای زری

 خلاصه، اون روز هم روز اعتصاب راننده‌های اتوبوس بود؛ لابد علیه اتوبوسا! ملت هم سرگردون توی کوچه و خیابون دربه‌در دنبال یه لقمه اتوبوس، بدون فحش دادن و بد و بیراه گفتن… گفتم که؛ اونجا اعتصاب بخشی از زندگی عادی مردمه. به هر حال، من داشتم از این ماجرا به‌شدت متضرر می‌شدم. اون روز روزِ جلسهٔ […]

مستند عید شهادت

«امروز باید عزای حسین را گرفت اما در عصر ما برای حسین یک عزای جدیدی است که در گذشته نبوده است. و آن عزای جدید برای این همه دروغهایی است که درباره حادثه کربلا گفته می‌شود و هیچکس جلوی این دروغها را نمی‌گیرد. به این مصیبت حسین بن علی باید گریست. نه برای شمشیرها و […]

فیلم‌بینی

فیلم‌های خوبی ندیده‌ام. فعلاً کارگردان خارجی خوبی که فیلم‌هاش را بخریم پیدا نکردیم و از فیلم‌های ایرانی که اخیراً دیده‌ایم به اینها می‌توانم اشاره مختصری بکنم: ۱.سیزده / هومن سیدی فیلم آنچنانی نبود که این همه سر و صدا کند. فیلم در مورد سرکشی‌های پسر نوجوانی است در سن بلوغ و خانواده‌ای آشفته [اگر بتوان […]

غلط‌گیر

نشسته‌ام و بعد از اتلاف وقت فراوان پای تلگرام، همان وقتی که قبلاً برای خواندن پست‌های جدید وبلاگها در فیدلی صرف می‌کردم می‌خواهم بنویسم. همین الآن طولانی‌ترین سریال تلویزیون شروع شد. کیمیا را می‌گویم. تماشاش می‌کنیم؟ بله! اگر تماشاش نکنیم از کجا بفهمیم که مبالغ هنگفتی که از بیت‌المال مسلمین ناپدید می‌شوند در راه ساخته […]

به کجا می‌رویم؟

دلم از فیلمها خون است. جرکین است اصلاً. فیلمهای آبکی. فیلمنامه‌های نه حتی تخیلی. کپی از کپی‌های درجه چندم. دست و دلمان به دیدنِ فیلمها گرم نمی‌شود. هر بار به امید دیدنِ فیلمی متفاوت می‌نشینیم پای تلویزیون و دریغ دریغ. فیلم «ارسال آگهی تسلیت [به روزنامه]» یکی از مزخرف‌ترین فیلم‌هایی است که در این اواخر […]

جزء از کل*

ذهنم پُر آشوب. کلمه کلمه. دستی برای نوشتن مشغول، نه. پُرم از نوشته‌های نانوشته. خط بزن پاک کن از سر بنویس نه. تند تند پشت سر هم. نقطه کاما، ویرگول. ـ ویرگول مرا یاد محسن حاتمی می‌اندازد ـ سرم بیخود گرم است به هیچ. دلم آشوب اتفاقات نافرم نا مبارک نافرجام. آدم‌های پشت صداهایی که […]