موتیفاتِ غیرقانونی!

۱. امیر دارد «نفحات نفت»(+)می‌خواند و گاهی می‌گوید سوسن این تکه را برایت بخوانم؟ می‌خواند. بعد یا در موردش صحبت می‌کنیم یا هم با آهی و سری به تأسف و تأثر تکان دادن او به خواندنش ادامه می‌دهد و من به هر کاری که مشغول باشم: یا دارم مرشد و مارگاریتا می‌خوانم یا ترجمه می‌کنم […]

گوز یاشیمین اویله گوجو وار … بن آغلاسام کیامت گوپار!!!*

گفتم: «احساس نجیبی است احساس اینکه برای کسی اهمیت داشته باشی. » … *** من در برابر دو حرف دارم از پای می افتم … دو حرفی که روزهایی دور برای پاسداشت  عشق هرگز نداشته ام در گوشه گوشه کتابها و دفترهایم می نگاشتم … حالا چنگ انداخته به قامتم و مرا به یکباره فرو […]