طی‌الارض

  مثلاً بشود بروم به پاییز سال هشتاد، ساختمان قدیم بیمارستان، اتاق عمل شماره دو، سر عمل، گوش دخترک را بپیچانم که دارد با خود واگویه می‌کند «یکی درد و یکی درمان پسندد»، بزنم توی دهانش که می‌جود «پسندم آنچه را جانان پسندد…» بعد بکِشانمش بیاورمش بالای سر خودم، اذان مغرب، موقع برگشتن از دستشویی […]

به خودم گرفتم :)

   هر که خواهد که دین وی به سلامت بود و تن و دل وی آسوده بود؛ گو از مردمان جدا باش که این زمانه وحشت است و خردمند آن است که تنهایی اختیار کند… و گفته‌اند که چون خدای خواهد که بنده‌ای را از ذلّ معصیت با عز‌ّ طاعت آرد؛ تنهایی بر وی آسان […]

من لایق شفا هستم

  چند شب پیش به امیر می‌گفتم جهان‌بینی‌اش اشتباه است، اما نکند این جهان‌بینی من است که غلط است؟ مهدی کتاب «خالق زندگی بی‌نظیری برای خود باشید» را داد که بخوانم، جبهه خاصی ندارم به این‌جور کتاب‌ها. حتی اکثراً خوب هم هستند. سه روز است شروع کردم و از خودم می‌پرسم آیا جهان‌بینی من صحیح […]

آمد به انتقام بماند بقیه‌اش

من مثل مادرم هستم؛ من آدم انتقام نیستم. انتقام انرژی‌بر است و من آنقدر انرژی و توان ندارم که حتی به انتقام فکر کنم. اما کسی است در جهان که ذوانتقام است. کسی است که در مرصاد است. او مهمان دل‌های شکسته است. او سریع‌الحساب است. او نعم‌الوکیل است. بترسید از کسی که جز او […]