طالع اگر مدد دهد

  خواب دیدم با مادر داریم می‌رویم بیرون. چادر مشکی ابریشمی سرش کرده بود. من در جایی را داشتم قفل می‌کردم یا می‌بستم. تای چادرم را باز کردم انداختم روی سرم راه افتادیم. زمین خیس از بارانی باریده بود و از چاله‌های گلی آب رد می‌شدم و حواسم به کفش‌هایم بود. کفش‌هایم همانی بودند که […]

والجبال أوتاداً*

  و اما مکاشفه من در رویا به این‌ها مربوط می‌شد. یعنی اول اینکه قرآن مجید در آیه چهار سوره مبارکه رعد به وجود قطعات مختلف در زمین اشاره کرده است «و فی الارض قطع متجاورات» (در زمین قطعه‌های مجاور هم وجود دارد.)  دوم اینکه در دو جای قرآن مجید در آیه ۴۱ سوره مبارکه […]

امشب اما شب قدر است سر شانه من*

  رفتم و روی تخت چوبی دو نفره غریبه‌ای دراز کشیدم و خودم را پیچیدم لای لحاف، از لای لحاف سرم را بیرون آوردم و رو به فضای خالی بالای سرم گفتم خیلی دوستت دارم. فضای خالی گفت من هم خیلی دوستت دارم. گفتم پس کی برای بردن من می‌آیی؟ گفت خیلی زود عزیزم، خیلی […]

مبادا یادم برود و جهان نابود شود

  در حالی‌که اسپاسم پای راستم نمی‌گذاشت بخوابم و چشم‌هایم را محکم بسته بودم چندین بار مرور کردم مکاشفه جدیدم را که چرا خداوند کوه‌ها را میخ‌هایی برای ثابت کردن زمین تعریف کرده است. حتی عکس هم انتخاب کردم و حتی اینکه چطور شروع کنم نوشته را و کجا بنویسم را. تا همین دیروز کمی […]

آبان زمین می‌لرزد

  دیروز ساعت پنج و نیم صبح بیدار شدم از اضطراب خوابی که بعد از بی‌خوابی دندان‌دردی که با هیچ مسکنی آرام نمی‌شد، دیدم. خواب دیدم زلزله آمد و دیوارهای خانه‌ام که هم خانه ما بود و هم خانه پدری‌طور شروع کرد به فرو ریختن و بعد زمین دیوانه‌وار لرزید و من در حالی‌که کنار […]

چشم‌های بسته بازترند*

  چند روز پیش خواب دیدم رفته‌ام ارومیه. اول ترم بود و اتاق را تحویل گرفته بودم، اتاق ۲۱۹ را. قشنگ شماره یادم بود ولی برای کاری رفته بودم بیرون و توی طبقات خوابگاه اسیر شده بودم. می‌دانستم باید بروم طبقه همکف ولی در طبقه همکف اتاق دویست‌ونوزده نبود و رفتم یک طبقه بالاتر و […]