بی‌ویرایش

طاقت نیاورد و دید جواب نمی‌دهم – خواب بودم- زنگ زد و تلفنی هم خبر داد. این دفعه اول نیست که مونا آمده تهران و احتمال قوی خودش بوده چون چند وقت پیش درباره خریدن کاپشن و سفرش به تهران نوشته بود. اینها را چند وقت پیش می‌خواستم درباره اخلاق بدی که داشتم و سبک […]

در هیچ عرصه مردِ تحمل ندیده‌ام

  اولین زخم‌ها کوچک بودند، می‌شد نادیده گرفت و خندید و گذشت. می‌شد گفت از تلخک‌های همه زندگی‌هاست. حواسش نبوده. از قصد نبوده، بد برداشت کردی. شوخی کرده. اما آن روز سال نود و سه، در سالن جیمِ کلینیک فیزیوتراپی وقتی مچ پاهایم را گرفته بود، زخم‌های بزرگ، زخم‌های واقعی، زخم‌های شمشیر از رو بسته […]

صد بار از روی این بنویسم تا فراموشم شود دردش؟

  زهرا دراز کشیده، نگران نباش زهرا دراز کشیده، نگران نباش زهرا دراز کشیده، نگران نباش زهرا دراز کشیده، نگران نباش زهرا دراز کشیده، نگران نباش  زهرا دراز کشیده، نگران نباش  زهرا دراز کشیده، نگران نباش زهرا دراز کشیده، نگران نباش زهرا دراز کشیده، نگران نباش زهرا دراز کشیده، نگران نباش زهرا دراز کشیده، نگران نباش […]

اگر تو برگ علایق ز خود بیفشانی*

  سال‌هاییکهرقیهتویسازمانیحوالیآبرسانکارمی‌کردچندباریکبابگرفتمورفتمپیششووقتناهاردررابستیمورگ‌هامانراپوکاندیم. یاشیرینیبرایشمی‌گرفتمونی‌نی چشمهایشرامی‌جنباندم. کهچی؟کهدیروزکهتنهابودمظریفهپیامدادکهمی‌آیددیدنموبرایناهارمی‌رسدوکبابگرفتهبود. حالاهربارهمکهمی‌آمدحتماًباجعبه‌ایشرینیمی‌آمد. دیروزکهگفتناهارمهمانمن،یادآنروزهاافتادم. یادآنذوقکردن‌هایرقیه. ذوقکردهبودمهم. *اگر تو برگ علایق ز خود بیفشانی بهار عالم ایجاد می کنیم تو را صائب

نامه‌های یوسف‌آباد

  چند روز مانده به عید رفتم اتاق خالی. البته اتاق چندان خالی نیست، اما چون چیزی پهن نکردیم کف اتاق می‌گوییم خالی. مثل انباری شده بود و دیدن کارتن‌های موز جلوی کمد دیواری اذیتم می‌کرد. از مهدیه خواستم چیزی بیاورد که رویش بنشینم و کارتن‌های توی کمد را بگذارد جلویم تا مرتب کنم و […]

به هر دل‌بستنم عمری پشیمانی بدهکارم*

  به مادرها حساس شده‌ام. به مادرها توی قصه‌ها و کتاب‌ها و کارتون‌ها و فیلم‌ها و سریال‌ها. توی سریال لحظه گرگ‌ومیش بیشتر. خصوصاً رفتار حامد که نماینده بچه مثبت‌های سریال است با مادرش اذیتم می‌کند. رفتارش با توران، سرزدن به او، آشپزی کردن برای او، صرف کردن زمانی طولانی در خانه توران و بی‌اعتنایی‌اش به […]