هـ‌ آخر

میگوید عمه دوستم میگوید سال شب تحویل میشود ولی صبح جشن میگیریم. میگویم سال بر اساس ساعت تمام میشود نه روز. همین طور که برایش توضیح میدهم حواسم میرود سمت ساعتها.. دقیقه‌ها.. ثانیه‌ها.. وای بر من!

تا توبه کرده‌ام به خمارم عذاب کرد*

سال دارد نو می‌شود. من فقط گرمای این چند روز را حس کرده‌ام. بیرون که نرفتیم. فقط درخشش سرویس قابلمه تابه‌ی استیلم بعد از مشقت سابیدن‌ش بود که به من لبخند زد و گفت «سوسن دارد سال نو می‌شود ها.» این را حتی ظرف جوانه زده‌ی ماش‌هایم هم نگفت به من. اصلاً عید را باید […]

اولین موتیفاتِ سال۹۰

۱.       خوب، سالِ خرگوش هم به حول و قوه‌ی الهی، تحویل شد. مبارک باشد. ۲.       سبزه‌هام هنوز خوب قد نکشیده‌اند، مهم این بود که سبز بشوند، که شده‌اند. سفره‌ی هفت سینِ امسال من مادر را در کنارش کم داشت. حتی مرا و امیر را. سفره را چیدم و رفتیم منزلِ مادر امیر، کنار آنها سال […]

یادمان باشد، اسکروج نباشیم.

و یادمان باشد، از جنگ و طمع دوری کنیم. و یادمان باشد، شاد باشیم، در شادی‌ها شرکت کنیم و از آنچه داریم، دیگران را نیز، صرف‌نظر از موقعیتِ اجتماعی‌شان، بهره‌مند کنیم. ببخشیم و بخشنده‌گی پیشه کنیم و از بودن در کنار یکدیگر لذت ببریم. بدطینت نباشیم، ستیزه‌جو نباشیم. دروغ نگوییم و خیانت نکنیم و زیر […]

سال که نو می‌شود …

سلام! سال دیگری دارد به پایان خود می رسد و من هنوز هستم تا به جای تو نفس بکشم و راه بروم و « با تو بی آنکه به حضورت نیازمند باشم زندگی ای در اوج آسمانها داشته باشم!» حقه ای که عجیب عجینم شده است … لذتی که گاه تلخ کامم می کند و […]

سال که نو می‌شود …

   سلام!سال دیگری دارد به پایان خود می رسد و من هنوز هستم تا به جای تو نفس بکشم و راه بروم و« با تو بی آنکه به حضورت نیازمند باشم زندگی ای در اوج آسمانها داشته باشم!» حقه ای که عجیب عجینم شده است… لذتی که گاه تلخ کامم می کند و من هنوز […]