آغاز یا پایان اصولگرایی به روایت امید حسینی

بعد از مدتها, آهستان عزیز مطلبی نوشته است شرح حال پر دریغ: این روزها اگرچه رسانه های اصولگرا، از نتیجه انتخابات راضی هستند (یا این طور وانمود می کنند) اما انتخابات اخیر، شکستی دیگر برای جریان اصولگرا بود. آن هم نه فقط یک شکست انتخاباتی موقت و گذرا (که از این می شد به راحتی […]

زباله‌دان تاریخی که می‌گفتند؟

پدیده‌ی غریبی است! انگار که همین‌ها نیستند که چهار دست و پا دنبال مناصبشان می‌دویدند. انگار که جزئی از پلیدی‌های این وطن نیستند.انگار که این‌ها مسبب این همه فجایع و بدبختی‌های این وطن نبوده‌اند… به سی مصطفی سلام می‌کنم. بعد از آن روز که برای خرید یک تابلو به سراغم آمد و من به او […]

از نصایح

از گوگل‌پلاس خانم کبری آسوپار: حالا اگر رفتید به نوه‌ی امام و پسر هاشمی و اون یکی نوه‌ی امام و پسر عارف و برادر نوبخت و خواهرزاده‌ی روحانی و دختر هاشمی و برادرزاده‌ی« قاسم سلیمانی و پسر آیت الله مطهری و برادر اسحاق جهانگیری و پسر وزیر اطلاعات و خواهرزاده‌ی خاتمی و پسر شهید مفتح […]

خودواشناسی

آیا من محافظه‌کار شده‌ام؟ این خونسردی من طبیعی است؟ یعنی اگر الآن تبریز بودم فرق می‌کرد؟ در غلیان احساست و هیجانات ممکن بود جور دیگری رفتار کنم؟ الآن باید چندین پُست اعتراضی نوشته بودم اینجا؟ مثل خیلی‌ها متن نمایش را ریز به ریز بازخوانی و تفسیر می‌کردم؟ آیا تن من به تن فارس‌ها خورده است؟ […]

جزء از کل*

ذهنم پُر آشوب. کلمه کلمه. دستی برای نوشتن مشغول، نه. پُرم از نوشته‌های نانوشته. خط بزن پاک کن از سر بنویس نه. تند تند پشت سر هم. نقطه کاما، ویرگول. ـ ویرگول مرا یاد محسن حاتمی می‌اندازد ـ سرم بیخود گرم است به هیچ. دلم آشوب اتفاقات نافرم نا مبارک نافرجام. آدم‌های پشت صداهایی که […]

پرزیدنسی*

«…  انگلیسی‌ها هر بار بیش از پنج سال در هند نمی‌مانند؛ و اگر صدهزار تن از آنان بر هندوهایی سه هزار برابر تعداد خود جکومت می‌کنند برای این است که آنان به قدر کافی در هند نمانده‌اند.» ویل‌ دورانت/جلد اول: مشرق زمین گهواره تمدن/کتاب دوم: هند و همسایگانش/ص. ۴۵۶ *قلمرو کمپانی هند شرقی در هند. […]