نوستالژی سال‌های بعد چه خوب نوشته

نوشته است (+): زن در ریگِ روان ایستاده است و من کتاب را می بندم، یعقوب در انتظارِ عشق راحیل پیر می شود و در انتظار عشق یوسف کور، و من با رویاهای نداشته ام با تو، میرقصم!… ما رویا نداشتیم! همه چیز از آنجا شروع شد که ما رویا نداشتیم!… من از تو رویا […]

هرگز ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود مقایسه نکنید

از وقتی به فکر رنگ کردن موهایم افتادم که این نوشته مریم (+) را خواندم. آن حسی که توی نوشته‌اش بود را هوس کردم. آنجایی که شوهرش بغلش کرده بود و گفته بود زن خارجی. خیلی قشنگ بود. خوب امیر دوست نداشت. همیشه مخالفت می‌کرد مثل تابستان پارسال که من و خواهرم را رساند آرایشگاه. […]

هزار آینه نذر غبار تو کردم

چه روزهایی. بوی هفت سال پیش پیچیده در خیال کلماتم. بوته‌های گل رزهایم به گل نشسته‌اند و حوض هنوز آبی است. تو حرف‌های خوب بلدی و شعر بلدی و دوست داشتن. مادر بی‌خبر از حادثه. من بی‌خبر از واقعه. لبریز بودم، داشتم عاشق می‌شدم. دلتنگم. از دلتنگی‌هایم برای هر کسی می‌توانم بنویسم جز تو. از […]

معجزه یعنی لمس دردها و دریغهای همنوعان

دیشب باز نیمه شب بیدار شدم، کمی بعد باد صبا صدای اذان پخش کرد. باز به دلم افتاد نماز بخوانم. دیشب که جلوی تلویزیون خوابم برد یک آن قلبم تیر کشید و یک طور خاصی زد. جور خاصی که تا به حال نزده بود. همین‌طور زد و زد تا خوابم عمیق شد. بعد که بیدار […]

این قرار بود موتیفات بشود، شد این.

دگزا دارد در من کار خودش را می‌کند. نبردی سنگین و پرسوز در دو پا و دنده‌ها و نوک انگشتانم بر پاست. چنان سنگینم و چنان تبدار. اولین بار است که هر دو سمت بدنم درگیر است. نوک انگشتان دستهایم انگار که باد کرده باشند چیزی حس نمی‌کنند. نمی‌توانم چیزی به دست بگیرم. همین الان […]

به شیدایی

اگر یک روز جایی برای کسی بخواهم از تو و زندگی‌ام با تو و رابطه‌امان صحبت کنم که باورترش دارم و عمیق نشسته به جانم و روانم و سرشته با خیالم، از نیمه‌شبهایی خواهم گفت که میان خواب و بیداری چرخیده‌ای سمت من و در برم گرفته‌ای و توی گوشم عاشق شده‌ای. حتی اگر ناگهان […]

اصرار کن تا بگوید

من می‌میرم برای اشک‌هایش. اشک‌های علی وقتی که تو را به خاک سپرد. برای آنجا که رو کرد به رسول خدا و گفت: ای رسول خدا، ودیعه گرانبهای تو اینک به سوی تو بازگشت. و آنچه نزد من بود حالا پیش توست. ولی اندوه من همیشگی است و شب‌های من به بیداری خواهد گذشت تا […]