اصرار کن تا بگوید

من می‌میرم برای اشک‌هایش. اشک‌های علی وقتی که تو را به خاک سپرد. برای آنجا که رو کرد به رسول خدا و گفت: ای رسول خدا، ودیعه گرانبهای تو اینک به سوی تو بازگشت. و آنچه نزد من بود حالا پیش توست. ولی اندوه من همیشگی است و شب‌های من به بیداری خواهد گذشت تا […]

یکی بود یکی نبود قصه ما راست بود؟

جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم. مسابقه جدول بود که تلفنم زنگ خورد و قطع شد. صدا به قدری ضعیف بود که دنبال واکنش مجری مسابقه بودم به صدای زنگ تلفن شرکت‌کننده که دوباره زنگ خورد. مجری واکنشی نشان نداد، گوشی من بود. کِی صدایش را کم کرده بودم؟ دوست نداشتم بلند شوم جواب بدهم اما […]

با طعم حسرت

✳️ سلطان محمود و سلطان مسعود و الب‌تکین و طوطی‌بیک و یاران‌شان، انواع عدسی‌های مقعر و محدب و مسطح به دست، فرمول‌های اسید کلردریک و سولفوریک و سینوس‌ها و اقوام‌شان را، همراه با سراسر محتویات جدول‌های لگاریتم، با مهارت تمام بر تخته سیاه جابه‌جا و به نتیجه محیرالعقول «ایکس مساوی با منهای یک» می‌رسیدند. دسته […]

از خوبها

من شیفته عشق‌ورزی شینگن جوان به اودوکو بودم. من عاشق این طرز دوست داشتن بودم برای همین با این که سالهای زیادی از روزگار تماشایش گذشته اما خوب و واضح به خاطر داشتم. خوشحالم که دوباره تماشایش می‌کنم.

از بیهودگی سرشار

صبح‌ها دیگر نمی‌خوابم. داروهایم را کم کرده‌ایم و بیهوش نمی‌شوم. هیچ چیزی در جهان اندازه خواب آزار دهنده نیست برایم. دیگر حتی ظهرها هم بیهوش نمی‌شوم. عالی نیست؟ با این حجم از زمان بازگشته هنوز نمی‌دانم چه کنم. خانه‌نشینی آفت جان است و آفت زمان. گذرش را و هدر رفتش را متوجه نمی‌شوی اگر هم […]