لبریزم از آیینه‌ها

سوگواری‌ام در تنهایی است. تنهایی‌های مختصری که دست می‌دهد تماشایت می‌کنم و بغض می‌شکند و حرف می‌زنیم. آرام که صدایم همسایه‌های جوانم را آزرده نکند. فریادم را فرو می‌خورم و بغضم را فرو می‌خورم و غصه‌ام را فرو می‌خورم و دردم را هم. چقدر بی‌تویی سخت اما سریع می‌گذرد. و عید، عید، این عید لعنتی […]

موتیفات نوروزی

۱. سال نو هم به میمنت و خوشدلی، تحویل شد. ۲. موقع سال تحویل، دوست نداشتم عصا را کنارم داشته باشم، با احتیاط خودم را رساندم سر سفره‌ی هفت سین. حتی می‌ترسیدم قرآن باز کنم مثل هر سال تحویل دیگری. از بس که می‌زند تخت ِ هدف و بیچاره‌امان می‌کند. ولی وقتی نشستم و شمع‌ها […]

سیاحت‌نامه ـ تبریز -۳

موزه هنری استاد بهتونی در نزدیکی مقبره‌الشعرا، مکان دیگری است که می‌تواند لحظاتی را در شگفتی فروتان ببرد. آقای بهتونی با ذوق و شوقی غریب، سرانگشتانی هنرمند را برای تقلید خلقت به کار انداخته است و ثمره‌ی سال‌ها تلاش‌ش را در این خانه به تماشای نگاه‌های متعجب وا داده است.           […]

سیاحت‌نامه ـ تبریز -۲

این موزه از اردیبشهت ۸۵ به بهره‌برداری رسیده است: موزه قاجار در محله ششگلان که یکی از محلات قدیمی تبریز است قرار دارد. این خانه که به خانه امیر نظام مشهور است، در دوره ناصرالدین شاه و در زمان پیشکاری امیر نظام گروسی و توسط وی ساخته شده است. تالارهای موزه در طبقه اول: تالار […]

سیاحت‌نامه – تبریز – ۱

لحظه‌ی سال تحویل را خواب ماندم!، خواهر زاده‌ام که زنگ زد، برای تبریک سال نو، خیلی دلم گرفت! اخم‌هایم رفت توی هم که هداک‌م زنگ زد! خب شما هم بودید ذوق می‌کردید، هوم؟!   در کل امسال جور دیگری است، همه‌چیزش یک‌جور دیگری است … حتی تبریزگردی من و خواهرزاده‌هایم با همه‌ی سال‌های دیگر فرق […]

بهار اتفاق قشنگی‌ است!

* نوشته است: « پیچ خوردن آنی‌ست که نهایت را خفه کرده است . نامجوها در سرم به دیواره‌ها فشار می‌آورد .نگاه آینه می‌کنم و بی آنکه از خیره در آینهدست بکشم خطاب به کنار دستی می‌گویم زشت شده‌ام . می‌گوید گاهی روحیات آدم به جسمش پاشیده می شود . برمی‌گردم می‌گویم یعنی اینقدر خراب […]