بادمجان خوشه‌ای

  کتاب «کودک فلسطینی» از کتاب‌های کودکی من بود که اصلاً یادم نیست دادمش به سیب یا گم و گور شد. بادمجان کودک فلسطینی  قصه شبیه همین بادمجان بود که سرباز اسرائیلی فکر می‌کند نارنجک است و اسلحه‌اش را می‌اندازد و فرار می‌کند. آخ یادش بخیر.  

روز قدس، نه روز آذربایجان!

۱. یکبار اینجا نوشته بودم که اگر ام‌اس نداشتم، بی‌شک هم اکنون در کوچه خیابان‌های غزه [فلسطین] داشتم به سمتِ صهیونی‌ها سنگ پرتاب می‌کردم. ۲. کسی برایم پیامک روشنگرانه فرستاده بود که «فردا روز آذربایجان است نه روز قدس». هم این شخص را خوب می‌شناسم و هم این شعار را. جنس‌شان را خوب بلدم. ۳. […]

معرفی فیلم: The Debt

ماجرای فیلم، هولوکاست است. قتل و عام یهودیان در بیرکناو. سه جاسوس یهودی [استفان، دیوید و ریچل] بعد از خاتمه‌ی جنگ جهانی دوم و تأسیس کشورشان (؟) اسرائیل؛ به آلمان می‌روند تا جراح معروف بیرکناو را دستگیر کرده و به اسرائیل منتقل کنند تا «محاکمه» شود. دستگیری جراح «دکتر فوگل» با موفقیت پیش می‌رود تا […]

معرفی فیلم: FILISTIN

قبلاً این شانس را داشتم که یک فیلم خوب از سینمای ترکیه تماشا کنم (+) و از این جهش در سینمای این کشور لذت ببرم. امروز می‌خواهم یک فیلم جنگی و اکشن فوق‌العاده از این سینما را معرفی کنم. فیلمی که در دیالوگ‌ها، جلوه‌های ویژه و تاکتیک‌های خاص جنگِ چریکی کم از فیلم‌های هالیوودی ندارد. […]

موتیفات دی‌آنه

۱. «خدایا! اندیشه و احساس مرا در سطحی پایین نیاور که زرنگی‌های حقیر و پستی‌های نکبت‌بار و پلید «شبه آدم‌های اندک» را متوجه شوم، چه، دوست‌تر می‌دارم «بزرگواری گول‌خور» باشم تا، هم‌چون اینان «کوچک‌واری گول‌زن»! و خودخواهی را چندان در من بُکش، یا چندان برکِش، تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در […]