آسمان تو چه رنگ است امروز؟*

۱. مدتی است سریال اوشین تماشا می‌کنم از شبکه‌ی تماشا. جالب‌ترین قسمت‌ش، تجربه‌ی سانسور در ایرانِ بیست و اندی سال پیش است. مردها حق دارند به زن‌ها دست بزنند و حتی همدیگر را بغل کنند. ولی نکته‌ی جالب‌ترش اینجاست که برش‌های ناگهانی در بخش‌هایی از سریال نشان می‌دهد که هنوز مدیران دوبله بلد نبودند حرف […]

Immigration History

آدم‌های خاص در بخشی از زندگی‌شان به اجبار یا به دلخواه دچار غربت می‌شوند. یعنی از وطن و سرزمین مادری و خاک و شهر و دیارشان دور می‌شوند و همین نقطه‌ی شروعی می‌شود، نقطه‌ای خاص و تأثیرگذار در زندگی‌شان. در زندگی خودشان و دیگران. تاریخ می‌تواند این را ثابت کند. اما آدم‌هایی هم هستند که […]

۴۰

می‌نشینم و آرزوهایم را نقاشی می‌کنم، توی خلوت مضحک خیالی که این‌طور آشفته برجا مانده است، روح‌م را به بازی‌ی بزرگی دعوت کرده‌ام. میان میل ماندن و میل رفتن، مشت‌هایم را برای گل یا پوچ بسته‌ام. چشم‌هایت روبه‌روی بلندترین پنجره‌ی عالم غروب پاکدامنی‌ام را به تماشای بخارآلود فنجانی قهوه‌ی تلخ نشسته است. من در عبوری‌ترین […]