ای یار شیرین

تو بیا ای یار دیرین، تو بیا ای شور شیرین که به صحراها و دریاها بباریم تو بیا ای باد و باران به تن خشک خیابان شاخه ای از باغ فرداها بکاریم تو بیا با هم دوباره در شب سرخ ستاره آسمانی از کبوترها بپاشیم تو بیا ای خنده ی دور در سحرگاهان پرنور سر […]

از خُرده تفاوت‌های زن و شوهری

امیر حافظه‌ی عجیبی دارد. عجیب چون گاهی یادش می‌رود کلید در خانه توی جیب شلوارش است و می‌افتد توی دردسر و گاهی تا می‌نشینیم توی تاکسی و رادیو دارد دیالوگی را پخش می‌کند یکهو می‌گوید این را یادت هست؟ می‌گویم چی؟ می‌گوید همان فیلمی که شهاب حسینی بچه مثبت است و دختر حوله روی سرش […]

من رو با یک لبخند به ابرا کشوندی*

«همه‌اش که این نبود. بارها شده بود بی‌خبر برویم سراغ مغز زردآلوی بوداده و آلو خشکه و تخمه‌هایی که قایم‌اش کرده بود توی چند تا شیشه‌ی بزرگ و کوچک اون ته مه‌های کابینت. اگرم چیزی گیرمون نمی‌اومد که غالباً وقتایی بود که بو می‌برد ما پاتک زده‌ایم به ذخیره‌ی تنقلات زمستان‌اش، و جای دیگری پیدا […]

موتیفات در گوشی

۱. خوب. خیال‌م از بابت خانم ورنی که طبقه‌ی پایین خانه‌ی پایلول زندگی می‌کند و آقای اوبرت که همسایه‌ی طبقه‌ی بالایی‌ی خانه‌ی پایلول است راحت شده است. بالاخره این دو نفر که همیشه با اختلاف ِ دو تا پانزده دقیقه امکان ِ رو در رو شدن ِ با هم را از دست می‌دادند، همدیگر را […]

لحظه‌های بی تو بودن، می‌گذره، اما به سختی …

۱. اصلاً مانده‌ام که چرا باید یک ساعت دیرتر می‌رسیدم میان بازوان‌ات که نگران شده باشی و کلافه و یک ساعت زودتر از آغوش‌ات جدا می‌شدم که دلتنگ بودی و دلگیر*؟ ۲. مانده‌ام که چرا نشد غرق شوم در طعم ِ نگاه‌هایت که از باران زلال‌ترند و درخشان‌تر؟ که چنان عادت کردم به صبح‌های با […]

آنلاین موتیفز

۱) عکس از سوشیانس ۲) یاد یلدابازی‌ی پارسال بخیر … ۳) موسیقی‌ی اسلامی … حمزه رابرت‌سون . ۴) فراموش کردن کار ساده‌ای نیست، خصوصاً وقتی تلاش می‌کنی تا فراموش کنی سخت‌تر هم می‌شود. برای فراموش کردن کسی که روزی دوست‌ش داشتی، باید متنفر شوی، … خودخواهی است اگر برای بهبودم، بخواهم فراموش‌ت کنم؟ با خودم […]

دل‌م سفر می‌خواهد، همسفر!

  بیا و بنشین! آخرین جرعه‌های چایی‌ام را که سر کشیدم، با آن تفاله‌های باقیمانده در تن لیوان، برایم بگو سفری در پیش دارم. بگو پرنده‌ای افتاده است توی لیوان‌ت، پیغامی خواهی داشت … بگو سفری در پیش داری که کسی منتظر توست، بگو خیلی منتظرم است و در آغوش‌ش بیانداز مرا … با آن […]