رنجورم.

مقاومت بی‌فایده است. امروز آخرین دوشنبه‌ی تیرماه ۹۲ است. ده سال از آخرین دوشنبه تیرماهی که رفتی می‌گذرد. روز قبلش، قبل رفتن پیش دکتر آیرملو، آمدم پای سیستم که ببینم چه برایم آف گذاشته‌ای. مچ‌ت را به خیال خودت موقع آف نوشتن گرفتم. تو نوشتی و من گریه کردم. تو نوشتی و من باور نکردم. […]

از چه سخن؟

می‌خواهم برایت کیک بپزم، اگر نتوانستم سفارش بدهم. سفارشی‌ها زندگی‌مان را از آن خود کرده‌اند، حالتی شاهانه به ما می‌بخشند. بی خستگی، بی درماندگی. می‌خواهیم و محیا می‌شود. دلبخواه هر انسانی است، نه؟ چه می‌گویم؟ آهان کیک. نمی‌دانم چه کیکی دوست داری هیچ‌وقت نشد در موردش صحبت کنیم. در مورد غذا هم. تو فقط یکبار […]

باز باران، با ترانه …

قرار بود چشم‌هایم را ببندم. بوی ماکارونی بدون گوشت پیچیده باشد توی خانه‌ات و من گوشهایم را هم گرفته باشم. دیگر چه؟ قرار دیگری نداشتیم با هم؟ قرار اینکه زنده بمانی؟ که روزی برگردی ـ حالا دیر یا زود فرقی می‌کند؟ ـ پیر شده باشیم. توی پارک روی نیمکت سبز رنگی قرار گذاشته باشیم. هوا؟ […]

نوشتن یا ننوشتن. مسأله این است.

برنامه، مستندی بود درباره چگونگی ساخت فیلم ۲۰۰۱ کوبریک. پیرمردی که دچار فلج اطفال ثانویه شده بود می‌گفت این بیماری نادر است چون کسی اینقدر عمر نمی‌کند که به آن مبتلا شود. تنیس روی میز بازی می‌کرد و می‌گفت وقتی نویسنده‌ای به هر علتی از قدرت حرکت محروم می‌شود به نفع اوست. چون دیگر کاری […]

GetDataBack

آن سالی که هادی رفت درست همین موقع بود که توی رنوی فریبا نشسته بودم و در زمینه‌ی آهنگی ترکی خیره به خطوط سفید ممتد و متقاطع وسط جاده ارومیه به روستایی نزدیک دریاچه آرام گرفتم. کسی نمی‌داند از وقتی که [پانزده سال پیش] شگرد گریه زیر دوش آب را به شهناز سپردم این خطوط […]

از کارکردها

هر ماهی رنگ و بویی دارد. تیرماه نرسیده بوی هادی می‌دهد: بوی زایش و میرش. توأمان می‌خندم  و می‌گریم و نشانه‌ها پُررنگ و جرّی‌ترند برای لرزاندنِ دل و چشم و اشک. مرداد ولی بوی دو خدا دارد. بوی دو آفریننده. بوی کعبه‌ای و بوی شیدایی. مگر نه اینکه «مرا آفرید آنکه دوستم داشت»؟!    

آمدی جانم به قربانت …

هیچ کاری به اندازه‌ی آشپزی از راه دور مسخره نیست. اینکه بنشینی و به کسی بگویی خوب الآن فلانش را بریز و فلانش را اضافه کن! بدون اینکه هم‌ش بزنی خودت و از حجم داخل قابلمه تصوری داشته باشی. که حتی بنشینی و بگویی که چقدر پودر بریزد داخل محفظه‌ی ماشین لباسشویی و روی چهار […]