موتیفات اسفندانه!

۱.آخرین باری که احمدرضا را دیدم، کلی پیاده‌روی کردیم و وقتی امیر تعدادی عصای خوش و آب و رنگ نشانم داد که یکی را انتخاب کنم، احمدرضا خواست که روی ترک کردن عصا متمرکز شوم و نه خریدن عصای جدید. حالا، احمدرضا! من دارم قدم‌های بزرگی برای این کار برمی‌دارم. قدم‌هایی که گاهی به شدت […]

حال‌مان دارد خوب می‌شود، باور کنید!

شماره‌ی این ماه همشهری سینما، اختصاص دارد به دعوای «فیلم ایرانی». گویا اینکه عده‌ای فیلم «یه حبه قند» را یک فیلم ایرانی لقب داده‌اند به مذاق خیلی‌ها ناخوش آمده است. اینکه فیلم را تا حد «کارت پستال‌»های قدیمی کشیده‌اند پایین و مثلاً گذاشته‌اند روبروی فیلمی مثلِ «جدایی نادر از سیمین» و دعوا گرفته‌اند که چرا […]