پرزیدنسی*

«…  انگلیسی‌ها هر بار بیش از پنج سال در هند نمی‌مانند؛ و اگر صدهزار تن از آنان بر هندوهایی سه هزار برابر تعداد خود جکومت می‌کنند برای این است که آنان به قدر کافی در هند نمانده‌اند.» ویل‌ دورانت/جلد اول: مشرق زمین گهواره تمدن/کتاب دوم: هند و همسایگانش/ص. ۴۵۶ *قلمرو کمپانی هند شرقی در هند. […]

شد ز غمت خانه سودا دلم*

«هاله یی از ابهام پیرامون همه چیز ، احساس می کنی قلبت دیگر مدت هاست که ضرب نامساوی می زند، مانند خونی که در رگ ها زنگار می بندد کش آمده یی، یعنی در اصل می آیی و انگار به زمین و آسمان با رخوت می نگری. پشت پلک هایت یک قطره اشک سنگر گرفته […]

مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ*

از سخنان اشعیای نبی با قوم یهود: «خداوند با مشایخ قوم خود و سروران ایشان به محاکمه در خواهد آمد؛ زیرا شما هستید که تاکستانها را خورده‌اید و غارت فقیران در خانه‌های شماست. شما را چه شده است که قوم مرا می‌کوبید و رویهای فقیران را خرد می‌نمایید؛ … وای بر آنان که خانه را […]

post holiday syndrome!

از صبح که امیر رفته است سر کار، کلی استارت زدم تا بلند بشوم و مقادیر عظیمی کار عقب مانده از هفت روز گذشته را به اتمام برسانم! فقط مانده است این چهارده جلد روده‌درازی‌های جناب «ویل دورانت» را چگونه و چطور در قفسه‌های انباشته از کتاب‌مان جاسازی کنیم؟! یعنی داشتنِ عموی[شوهر] کتاب‌فروش اگر تنها […]