از علیجنابان

 اطرافیان و نزدیکان عالیجناب در لباس‌ها و شغل‌های کشوری و لشکری  بودند. اما کمتر کسی از ایشان از امور کشوری و لشکری سر در می‌آورد. البته در میان اطرافیان، رداپوش‌هایی هم بودند که به تنها چیزی که فکر نمی‌کردند خدا و آخرت بود. اینان هم در سایه رداهای خود به مال‌اندوزی و عیش و عشرت […]

صنما

و باز هرگاه اندوهناکید باز به دل خود بنگرید تا ببینید که به راستی گریه شما از برای آن چیزی است که مایه شادی شما بوده است… پیامبر و دیوانه / جبران خلیل جبران  

با طعم حسرت

✳️ سلطان محمود و سلطان مسعود و الب‌تکین و طوطی‌بیک و یاران‌شان، انواع عدسی‌های مقعر و محدب و مسطح به دست، فرمول‌های اسید کلردریک و سولفوریک و سینوس‌ها و اقوام‌شان را، همراه با سراسر محتویات جدول‌های لگاریتم، با مهارت تمام بر تخته سیاه جابه‌جا و به نتیجه محیرالعقول «ایکس مساوی با منهای یک» می‌رسیدند. دسته […]

سنجاب ماهی زیر بهمن عفونت کبدی گرفت

دیروز توی شهر کتاب مرکزی امیر گفت ببین. آدم کوچولوی خوش اخلاق توی کاپشن سرهمی سفیدش و چشمهای روشنش تا مادربزرگش دست زد به زیر لبش خندید. مادرش دنبال کتاب بود و کوچولو حسابی صبور. چند بار آمدم عکس بگیرم ازش. حتی فکرش اذیتم کرد. دستم تکان نخورد که لای خرت و پرت‌های توی کیف […]

میسینگ

استیو جابز کتاب جز از کل خودش را هولناک شروع می‌کند. وقتی می‌خواندمش با خودم گفتم خوب من راه رفتن را خیلی دوست داشتم پس پاهایم را از من گرفتند اما این نبود. آزادی هم نبود. چیزی که از من گرفته شد استقلالم بود.