مادر تراکئوستومی شد.

  خوب می‌دانم که گریه‌های بزرگی در انتظارم است. وقتی مادرم بمیرد من سخت گریه خواهم کرد. این را از همین حالا می‌دانم. یعنی سال‌هاست که می‌دانم. از یادآوری‌اش به وحشت می‌افتم اما هیچ روزی را بدون فکر کردن به آن نگذرانده‌ام. اگر طوبی -خواهرم- بمیرد من باز گریه خواهم کرد. به شدت. شانه‌های من […]

انتخاب

ائومر گفت: «این موضوع را فراموش کرده بودم. در این روزگار پر معجزه، مطمئن شدن از همه چیز سخت است. دنیا از هر بابت عجیب شده. الفها و دورف‌ها همراه هم روز روشن در دشت راه می‌روند؛ مردم با بانوی بیشه حرف می‌زنند، اما زنده می‌مانند؛ شمشیری که سال‌های سال پیش شکسته بود، قبل از […]

از علیجنابان

 اطرافیان و نزدیکان عالیجناب در لباس‌ها و شغل‌های کشوری و لشکری  بودند. اما کمتر کسی از ایشان از امور کشوری و لشکری سر در می‌آورد. البته در میان اطرافیان، رداپوش‌هایی هم بودند که به تنها چیزی که فکر نمی‌کردند خدا و آخرت بود. اینان هم در سایه رداهای خود به مال‌اندوزی و عیش و عشرت […]

صنما

و باز هرگاه اندوهناکید باز به دل خود بنگرید تا ببینید که به راستی گریه شما از برای آن چیزی است که مایه شادی شما بوده است… پیامبر و دیوانه / جبران خلیل جبران  

با طعم حسرت

✳️ سلطان محمود و سلطان مسعود و الب‌تکین و طوطی‌بیک و یاران‌شان، انواع عدسی‌های مقعر و محدب و مسطح به دست، فرمول‌های اسید کلردریک و سولفوریک و سینوس‌ها و اقوام‌شان را، همراه با سراسر محتویات جدول‌های لگاریتم، با مهارت تمام بر تخته سیاه جابه‌جا و به نتیجه محیرالعقول «ایکس مساوی با منهای یک» می‌رسیدند. دسته […]