در فراقش زندگی کردیم و جانی داشتیم*

دو سال است آشپزی نکردم. ظرف نشُستم. لباس اتو نکردم. لباس تا نکردم. جارو نکشیدم. گردگیری نکردم. عروسک ندوختم. الگو نکشیدم. نان صبحانه نپختیم. کیک شکلاتی خیس نپختیم. کافه نرفتیم. مسافرت نرفتیم. روی تخت نخوابیدم. دو سال است صبح‌ها موهایم را پشت سرم دم اسبی نبستم. بوسه خداحافظی نکردم. عصرها منتظر چای و دمنوش و […]

توبه کتاب‌نخوانی را شکستم

 کسانی که به انباشتن مال و ثروت‌اندوزی بپردازند با آتش «جحیم» عقوبت خواهند شد. البته قرآن دیدگاهی فاجعه‌آمیز و مصیبت‌بار و خشن از جهنم ارائه نمی‌کند. آیاتی که «جحیم» را توصیف می‌کنند، بیش از آنکه توام با خشونت باشند، غمناک و تأثرانگیزند. بعدها در سنت اسلامی واژه‌ها و مفاهیم آسمان (عرش)، دوزخ و روز قیامت […]

به خودم گرفتم :)

   هر که خواهد که دین وی به سلامت بود و تن و دل وی آسوده بود؛ گو از مردمان جدا باش که این زمانه وحشت است و خردمند آن است که تنهایی اختیار کند… و گفته‌اند که چون خدای خواهد که بنده‌ای را از ذلّ معصیت با عز‌ّ طاعت آرد؛ تنهایی بر وی آسان […]

موتیفات نوروزانه

  ۱.موقع سال تحویل تنها بودم. کی فکرش را می‌کرد من بتوانم روزی تنهایی کنار سفره هفت‌سین بنشینم و با عکس دو نفره پدر و مادرم، آیین تحویل سال را به جا بیاورم؟ ۲.خدا هست پس نترس سوسن! این تمام بشارت قرآن در سال جدیدم بود/است. ۳.مهمان‌هایمان آنهایی که کلید داشتند روز اول آمدند. یکی […]

خاکِ خوب*

    در تمام عمرم، یاد ندارم که به پدر و مادر کسی کار داشته باشم. هر کینه و عداوتی بوده حتی ذهنم سمت حتی شماتت والدین طرف مقابلم نرفته است. اما به تو که می‌رسم، خانم کتاب‌دار، از اولین روز، پشت بندت، مادر به خطا بودنت به زبانم چرخیده. این‌جور بودنی که هستی ربطی […]

از تهی سرشار

  ‌ سال بسیار کم‌باری داشتم. کتاب و فیلم و نقاشی و گلدوزی در حد بسیار پایین بوده و قابل دفاع نیست این تنبلی. داشتم خودم را سرزنش می‌کردم. داشتم خودم را با خیلی‌هاتان که عکس‌های قشنگ قشنگ از سفر و سفره و کتاب و هنر و طلبیده شدن‌هاتان به حرم‌های لطف و حریم‌های طبیعت […]