کدخدا جونز

‌ ‌ ‌ آنجایی از داستان که دار و دسته‌ی ناپلئون با آدم‌ها رفت و آمد می‌کنند، روی دو پا راه می‌روند، لباس آدم‌ها را پوشیدند و آبجو می‌خورند و… و حیوانات دیگر ایستادند به تماشا؟ الآن آنجای داستانیم.‌‌ ‌

شبانه تیره‌تر از زلف پیچ‌پیچ تو بود

  پارسال خرداد بود فکر کنم که گفتند باید موهایت را کوتاه کنند، موهای قشنگت را که تازه حنا گذاشته بودی. به مادر هادی کوچولو گفتم از موهایت برایم بردارد. فکر کنم یازده ساله بودم که توی رمان کلبه عمو تُم نوشته بود حلقه‌ای از موهای طلایی دخترک را به یادگار برداشته بودند. گفته بودم […]

هنگ‌آوت

  ‌ دلیل اینکه گاهی دیگران ما را آزار می‌دهند، نیاز آنان به دعای ما و توجه الهی است. اگر برای آنان آمرزش و برکت طلب کنیم، دیگر ما را نمی‌آزارند، بلکه از زندگی ما بیرون می‌روند به آنچه صلاحشان است، روی می‌آورند. ‌ کاترین_پاندر /از_دولت_عشق /ص.۴۳ ‌ ‌ پ.ن: آدم‌هایی که در حقم بدی کردند […]

از مراتب عشق

  از ابتدای امسال پاهایم به طرز دردناک و اذیت کننده‌ای اسپاسم داشتند خصوصاً در طول شب و یا بعدازظهرها موقع خواب. خواب؟ چیزی بود که در تمام این مدت تعریفش را گم کرده بودم. تنها وقتی می‌شد بخوابم که لحظه‌ای بعد از پیچ و تاب بسیار پاهایم در یکی از پهلو رها می‌کردند و […]

افلا یشکرون

  اولین گام برای دریافت عشقی که می‌خواهید این است که قدر عشقی را که دارید بدانید. کائنات همواره از آنچه به آن توجه دارید، بیشتر به شما می‌دهد. عیسی مسیح فرمود:«به کسی که دارد، بیشتر داده خواهد شد، از کسی که ندارد، بیشتر گرفته خواهد شد.» حضرت عیسی می‌خواست یک اصل متافیزیکی بی‌نهایت مهم […]

من لایق شفا هستم

  چند شب پیش به امیر می‌گفتم جهان‌بینی‌اش اشتباه است، اما نکند این جهان‌بینی من است که غلط است؟ مهدی کتاب «خالق زندگی بی‌نظیری برای خود باشید» را داد که بخوانم، جبهه خاصی ندارم به این‌جور کتاب‌ها. حتی اکثراً خوب هم هستند. سه روز است شروع کردم و از خودم می‌پرسم آیا جهان‌بینی من صحیح […]