تا که پشکی مشک گردد ای مرید، سالها باید در آن روضه چرید

  از وبلاگ بیست‌و‌پنجم نوامبر (+)   با دوستی حرف می زدم که در یکی از بزرگترین کارخانجات داروسازی (ترجیح میدهم نام نبرم)، مدیر بخش فروش داروی بیماریهای خودایمنی ( مثل ام.اس) در بازار خاورمیانه است. سالی چند بار ماموریت می رود ایران، مثل همین چند روز پیش که تازه برگشته و من پرسیده بودم […]

حی علی الصلاه

  چند وقت پیش مونا در استوری اینستاگرامش به حدیثی از پیامبر اشاره کرده بود یا مطلبی مرتبط از کسی را بازنشر کرده بود که نماز، در قیامت چونان جوان خوش سیمایی ملازم مومن است. من که طبق تعریف خدا مسلمانم و مومنی پشت گوشم را مگر ببینم، اما می‌توانم تصور کنم جوانی که نماز […]

در رکاب باد چون برگ خزان افتاده‌ایم*

    پاهایم زخمی‌اند، جاهایی که تصورش هم نمی‌کردم، خوب نمی‌شوند، طول می‌کشد خوب بشوند. شب‌ها باز اسپاسم دارم منقطع. بیدارم می‌کنند و عذابم می‌دهند و بعد آرام می‌گیرند با یک نئشه‌گی خاصی که سریع خوابم می‌برد تا دو سه ساعت بعد. ‌ ‌حالا من نوشتم شفا و این صحبت‌ها، چشم نامبارکی که جدی‌اش گرفتی […]

هنگ‌آوت

  ‌ دلیل اینکه گاهی دیگران ما را آزار می‌دهند، نیاز آنان به دعای ما و توجه الهی است. اگر برای آنان آمرزش و برکت طلب کنیم، دیگر ما را نمی‌آزارند، بلکه از زندگی ما بیرون می‌روند به آنچه صلاحشان است، روی می‌آورند. ‌ کاترین_پاندر /از_دولت_عشق /ص.۴۳ ‌ ‌ پ.ن: آدم‌هایی که در حقم بدی کردند […]

از مراتب عشق

  از ابتدای امسال پاهایم به طرز دردناک و اذیت کننده‌ای اسپاسم داشتند خصوصاً در طول شب و یا بعدازظهرها موقع خواب. خواب؟ چیزی بود که در تمام این مدت تعریفش را گم کرده بودم. تنها وقتی می‌شد بخوابم که لحظه‌ای بعد از پیچ و تاب بسیار پاهایم در یکی از پهلو رها می‌کردند و […]

Body of lies

  ‌ از وقتی یادم می‌آید همه مردم ایران بلااستثنا یک فامیل دور و همسایه و آشنا داشتند که در برهه‌ای حساس بدون تغییر متغیر در آلمان زندگی کردند و خصوصاً از برخورد پیرزن صاحبخانه متنبه شدند و تنها متغیری که تغییر کرده قند و برنج و سیب‌زَمَنی و پنیر بوده! این دروغ را آنقدر […]

سلسله مراتب

  جای شلوغی نشسته بودم. مرد جوانی که دکتر صدایش می‌زدم آمد کنارم گفتم آیا ناخن‌های پای بی‌حرکت نرم می‌شود؟ ناخن‌های پای چپم نرم شدند و ضخیم و بدشکل. گفت البته و پای چپم را گرفت توی دستش و انگشتان و ناخن‌هایم را معاینه کرد و همین‌طور که صحبت می‌کردم تمام پاهایم را دست کشید […]