حسین از نوعی دیگر -۱

حسیـــــــــــــــــــــــــن!!! (۱) تردیدی که همیشه با ماست.این احساس گزنده که حالا چرا حسین؟توی قلبهایمان که از کودکی انباشته ایم از عشق به مردی که آیا بوده یا نه… و اینکه بوده!شاید تمام ما این تجربه را داشته ایم که از خود بپرسیم حالا چرا حسین؟…چرا همیشه گمان می بریم که این حسین کاری کرده است […]

غم‌هامان مالامال

نوشتن برای تو چقدر سخت است محبوب! … حتی در ماهی چنین که به نامت آغشته است … قلم تاب نمی آورد این ریزش مداوم زخمهای چرکین بودنمان را … و کاغذها عجیب تشنه اند تشنگی ات را … ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ از نوعی دیگر۷ و خدا را سنگسار می کنند این عابدان سجاده خور!!!…  می سوزاندم […]

طرح یک داستان*

چاق بود و زشت، آنقدر چاق که دکمه های کت کهنه و سبزش جلوی شکمش به هم نمی رسیدند. زشت هم بود و اخمو، گریه نمی کرد حتی وقتی پسر پاهایش را گرفت و لابه لای میزهای چوبی و خنده دخترها کشیدش روی زمین و مانتوی سرمه ای رنگش خاکی شد . جایش را عوض […]

بهمن … عید … آینه!

 وهُومَنَه (بهمن)، اندیشه نیک بهمن، نخستین زادهء خدا، در طرف راست اهوره مزدا می نشیند و تقریبا” نقش مشاور را دارد(!) اگر چه او پشتیبان حیوانات سودمند در جهان است، با انسان نیز سر و کار دارد. بهمن بود که آشکارا در برابر زردشت نمایان شد و اوست که گزارشی از اندیشه و گفتار و کردار […]

پرده دَر!

پرده اول:_ باهات موافقم!!! چون باید باهات موافق باشم، چون اگه نه پس باید مخالفت کنم و اگه مخالفت کنم یعنی دیگه نمی تونم بگم باهات دوستم و اونوقت ممکنه تو دیگه دوست من نشی و من چه خاکی به سرم بریزم اونوقت؟؟؟ پرده دوم:_ باید فکر کنم که آیا باهات موافقم یا نه … […]

هنوز هم عشق خدا نیست!

چقدر از تکرار بیزار بودم و اکنون به تکرار گرفتار آمده ام… بحث من بر سر این است که تأکیدا” و مؤکدا” ثابت کنم که عشق و خدا یکی نیستند. و نه اینکه نفس عشق را تکذیب کنم و خیلی برایم سخت است چون تا به حال در مورد عشق و چیستی آن مطالعه نکرده […]