ای یار شیرین

گاهی، از سر بیکاری سرک که می‌کشم به لیست مخاطب‌های تلگرام، به اسم فاطمه عزیز که می‌رسم و جمله جلویش که مدت زیادی از آخرین «نگاه»ش گذشته است، غمْ سنگین و عبوس می‌نشیند روی سینه، روی قلب. خاطراتِ دور زنده می‌شوند و می‌کِشندم دنبال خودشان به خیلی سال قبل و به خنده‌هایش و حرف‌هایش و مهربانی‌هایش. و حسرت‌هایش.
روحت شاد دوست خوبم. روحت شاد و خندان.

1 thought on “ای یار شیرین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.