پیش نمایش

و ببینید کسانی که می‌خواهید مورد پسندشان باشید کیستند. آن یکی با چهره‌ای به هم رفته از ملال به تماشاخانه‌مان پا می‌گذارد؛ دیگری از مهمانی آمده می‌باید آنچه فرو داده است هضم کند؛ چند تن هم که زبان خرده‌گیری‌شان باز تیزتر است، از این شیفتگان روزنامه‌اند که اینجا به خواندنش ادامه می‌دهند؛ همه‌شان، همچنان که […]

موتیفات ام‌الجهل

دیرور برای تماشای انیمیشن خجستگان (+) وارد یوتیوب شدم و از این انیمیشن به آن یکی رسیدم به مناظره آقای تبار با آقای طاهری مؤسس فرقه موهوم عرفان حلقه (موهومش را به تحقیق نوشتم) و بعد چشمم افتاد به مصاحبه زنانی که از جهاد نکاح برگشته بودند. واقعاً طرز فکر اینها وحشتناک است. چطور می‌شود […]

کیم کی دوک

انسان موجود انتقام‌جوی عجیبی است. در زندگی‌مان همه نوع انسان منتقم دیده‌ایم. انسان‌هایی که برای به رسیدن به نیات پلید و غیرانسانی‌اشان دست به هر کاری می‌زنند. چطور؟ دختر محصل زیبایی را تصور کنید که منتظر دوست [پسر]ش است. در این میان مرد هرزه‌گردی چشم‌ش می‌افتد به او. دختر جایش را عوض می‌کند تا اینکه […]

روی خط باشید!*

زن صدایش یک‌طوری بود. نه که بلرزد یا ته‌مانده‌ی یک بغض‌ِ ناجور هی وادارش کند مکث کند. رنجور بود فقط. رنج را هیچ در صدای هیچ زنی شنیده‌ای؟ گفت همه چیز از وقتی شروع شد که آن دختر آمد. بیست و سه ساله است و دانشجوست. شک داشتم از همان اول. حس خوبی نبود. هر […]

طاهرعلی‌خان

پدر وقتی جوان بود زیاد سفر می‌رفت. «شیرعلی‌خان» را در یکی از سفرهاش به یکی از شهرهای شمالی [قریب به یقین:گرگان] دیده بود. داستان‌ش را بارها و بارها برای ما تعریف کرده بود. آن‌وقت‌ها که مادر دقت می‌کرد من حتماً دامن و پیراهن دخترانه بپوشم و با پسرها همبازی نشوم، به گمان‌م تحت تأثیر همین […]

خانمچه و مهتابی

«خانمچه و مهتابی» روایتِ سنگینی است برای یک تئاتر. روایتِ شوربختی‌ی زنانِ تاریخِ مملکتم. سه زن، از سه طبقه، با سه سرنوشت و سه بازی‌ی تلخ، می‌رسند به نقطه‌ای که خانمچه در آن نشسته است منتظر زایش. زایشِ افسانه‌های دور از باورهای نادرست و پندارهای ناشایست و رفتارهای نابخردانه با مقوله‌ی «نازایی». «گلین»، «مهرو» و […]